بیش تر  دبیران ادبیات ، مرجع ضمیر اوی را « مهره ی کمر اشکبوس » در نظر گرفته اند . با این حساب معنای بیت چنین می شود :  وقتی پیکان سرانگشت رستم را بوسید، تیر از مهره ی پشت اشکبوس عبور کرد !  ایرادی که بر این معنا می توان گرفت این است که : اولا  شاعر می گوید  گدر کرد  بر  مهره ی پشت اوی نه  از  مهره ی پشت اوی .ثانیا  پس تکلیف بیت بعد چه می شود ؟  که می گوید تیر را بر  سینه  ی اشکبوس زد .  یعنی ؛ اول تیر از مهره ی پشت اشکبوس عبور کرد و بعد رستم تیر را بر سینه ی اشکبوس نشاند !؟ این معنی بسیار ضعیف است و به هیچ روی پذیرفتنی نیست . تعداد دیگری از دبیران ادبیات مرجع ضمیر اوی را مهره ی کمر رستم گرفته اند و معنای بیت را این گونه توضیح می دهند که : آن قدر رستم کمانش را کشید که دست رستم از مهره کمرش عبور کرد .  هرچند این معنی نسبت به معنی قبلی اندکی بهتر است اما دو ایراد دارد یکی آن که ؛نهاد گذر کرد  پیکان است نه دست . و پیکان هم نمی تواند از مهره ی پشت رستم عبور کرده باشد . دوم این که باز هم یادآور می شوم که شاعر می گوید « گذر کرد  بر  مهره ی پشت اوی نه  از  مهره ی ... »

   به نظر بنده اگر مرجع ضمیر « اوی » را   انگشت رستم   در نظر بگیریم مشکل و ابهام بیت رفع می شود . بدین صورت که : وقتی پیکان ( نوک تیر ) سرانگشت رستم را بوسید ( لمس کرد ) و از مهره ی پشت انگشت او عبور کرد ( مهره ای که برای جلوگیری از زخمی شدن انگشت تیرانداز در تماس با پیکان به انگشت می کرده اند ) ، آن وقت رستم ... بیت (40 )تیر را بر سینه ی اشکبوس نشاند .  با این معنی ابیات 39 و 40 هم موقوف المعانی می شوند .

                                      نورالدین بازگیر / عضو گروه ادبیات استان لرستان